
من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست این لب تشنه ی پر شور، غزلخوان علی ست این که گسترده تر از وسعت آفاق شده است به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست منّت نان و نمک نیست سر سفره ی او پس خوشا آن که در این دنیا مهمان علی ست آتش اشکی اگر در غزلم شعله ور است بی گمان قطره ای از درد فراوان علی ست لحظه ای پرتو حسنش ز تجلی دم زد که جهان، آینه در آینه حیران علی ست کعبه یکبار دهان را به سخن وا کرده است تا بدا...
ادامه مطلب
منبع:سایت لمبسر...
ادامه مطلب
منبع: سایت لمبسر...
ادامه مطلب
ماه خون، ماه اشک، ماه ماتم شد / بر دل فاطمه، داغ عالم شدمحرم آمد و ماه عزا شد / زمین کربلا ماتم سرا شد...
ادامه مطلب